تبليغاتX
رویای فراموشی ها
عاشقانه-عارفانه

در بی کران زندگی دو چیز افسونم می کند:

آبی آسمان که می بینم و می دانم که نیست ... و بیکران حضرت حق که نمی بینم ولی می دانم که هست....!




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 11:27 توسط :: باران ::

امروز را برای ابراز احساسات به عزیزانت غنیمت بشمار....شاید فردا هحساسی باشد....اما عزیزی نباشد....!



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 11:26 توسط :: باران ::

من نمی توانم ابر ها را به چنگ بیاورم....و یا به خورشید برسم....من هر گز آن کسی نبودم که تو می خواستی....متاسفم از این که رویا های تو را تعبیر نکردم.....من تنها برایت آوار می خواندم...و گذشتم....این تنها کاری بود که از دستم بر می آمد....مرا ببخش....!



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 11:25 توسط :: باران ::

از چشم عاشق اشک می ریزد....از چشم آسمان باران...آری هر دو دل شکسته اند....!



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 11:22 توسط :: باران ::

من دلم تنگ کسی است که به دلتنگی من می خندد...باور عشق برایش سخت است...ای خدا باز به یاری نسیم سحری....می شود آیا دل به دل نازک من بر بندد....!



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 11:21 توسط :: باران ::

ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد......ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت....ویرانه دل ماست که با هر نگه تو صد بار بنا گشت و دگر یار فرو ریخت.....!




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 11:19 توسط :: باران ::

عشقت را رها کن....اگر خودش برگشت....مال تو است...و اگر برنگشت از اول هم مال تو نبوده است....!



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 11:17 توسط :: باران ::

بگذار یه دیوونه یه عمر نگات کنه...ولی نگذار یه مگاه یه عمر دیوونه ات کنه....!



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 11:16 توسط :: باران ::

پرنده ای که روی تنگ ماهی نشسته بود به ماهی گفت:سقف قفست خراب سده...!پرواز کن....!



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 11:15 توسط :: باران ::

هنگام تولدم اذان گفتند....و هنگام مرگم نماز خواندند....زندگی فاصله ی بین اذان و نماز است



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 11:13 توسط :: باران ::

می کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرت...ولی آهسته می گویم الهی بی اثر باشد...!




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 11:16 توسط :: باران ::

بزرگی می گه اگه کسی واقعا کسی رو دوست داشته باشه بیشتر از این که بهش ب دوست دارم می  مواظب خودت باش!




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 11:13 توسط :: باران ::

 

اگه یه روز چشات پرازا شک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی منو صدا کن...قول نمی دم ساکتت کنم  ولی قول می دم پا به پات گریه کنم...!




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 11:8 توسط :: باران ::

عاشق که می شوی

  در هنگـامـه ی اشتیاق و التهاب و بیقراری

  دیــدار  ِ " یــار "

  سـرخ و  زرد  و گلگونـت می کند ؛

 

  درست ، همانند ِ رنگهای پاییـز .

  تــردید  مکـن  نازنین !

 پـایـیـز ،  بهــاری ست که عاشق است .




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 12:59 توسط :: باران ::

رها کردی

بادبادک هزار سال کودکی را

 در چشمهایم

در آشیان خیس خاطرات

حالا اگر کوچ تمام پرستو ها را هم

برای یافتنش بفرستی.... نیست !

چون من هزار سال بزرگ شده ام ...




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 17:30 توسط :: باران ::